بديع الزمان فروزانفر
80
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
و در مجموعهى امثال از محمد بن محمود ، مكتوب روز شنبه رجب سال 575 متعلق بجناب آقاى جلال همايى بدين صورت است : إذا نزل القضاء ضاق الفضا . و در مجمع الامثال ميدانى چنين است : إذا حان القضاء ضاق الفضا . أنت مولى القوم من لا يشتهى * قد ردى كلا لئن لم ينته كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ : آيهى قرآن است . ( سورهى العلق ، آيهى 15 ) . [ بردن پادشاه آن طبيب را بر سر بيمار تا حال او را ببيند ] رنگ رو و نبض و قاروره بديد * هم علاماتش هم اسبابش شنيد نبض : حركت شريانست كه دلالت دارد بر انقباض قلب و شرط است كه شريان بر روى استخوان باشد و در گوشت فرو رفته نباشد و بدين جهت اطبا آن را بشريان بند دست مخصوص كردهاند و نيز موضعى را كه طبيب بر روى آن انگشت مىگذارد و لمس مىكند نبض مىگويند و حركت شريان يكى از وسايل تشخيص مرض است و آن را بده نوع تقسيم كردهاند و بعضى هفت نوع دانستهاند . قاروره : شيشه مدورى كه به شكل مثانه مىساختهاند براى بول مريض ، مجازا ، بول مريض . و اطباى قديم از رنگ و رسوب و كف و سائر عوارض بول براى تشخيص مرض استفاده مىكردهاند . علامات : حالاتى است كه بر اثر حدوث مرض در بدن بيمار پديد مىآيد مانند سر درد و تنگ نفس كه بر اثر تب و سرما خوردگى حاصل مىشود و آنها را اعراض هم مىگويند . اسباب : موجبات مرض مانند عفونت اخلاط و رسيدن ضربت به بدن و